تاریخ:پنجشنبه 4 اسفند 1390-10:44 ب.ظ
تصمیم گرفتم ، این جا با خودم ، با شما و با خدای خودم عهد و پیمان
ببندم ، که ، نه تنها ، دیگه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم ، بلکه جبرانشون هم کنم
، خیلی این حدیث از امام هادی (ع) را دوست دارم ، واقعا این حدیث ، هزاران تفسیر و
معنی داره ، اینکه ، حالا با وجود تمام اشتباهاتی که درگذشته انجام دادیم و همیشه
افسوسش را می خوریم ، الان ، با وجود تمام اون اشتباهات و افسوس ها ، الان چه
دستورالعمل و چه روشی رو در پیش بگیریم ، این حدیث به ما راهش رو یاد میده :
به جای حسرت و اندوه برای شکست های گذشته ، با تصمیم و اراده جبران کن
.
عجب حدیث زیباییه ، خیلی این حدیث رو دوست دارم ، ماها که دفعات زیادی
استمنا کردیم ، توبه کردیم و توبمون رو شکوندیم ، خیلی افسوس گذشته رو می خوریم ،
احساس می کنیم از زندگی عقب افتادیم ، دیدن و اجرا کردن این حدیث در زندگیمون
میتونه روند زندگیمون رو عوض کنه ، به جای
اینکه افسوس گذشته رو بخوریم ، همین زمان حال را بچسبیم و براش برنامه ریزی کنیم ،
گذشته گذشت ، حال را دریاب ، هر چقدر فکر کنی و افسوس گذشته رو بخوری ، به جایی
نمی رسی و گذشته هم ، بر نمی گرده ، باید با قدرت و با گرفتن تصمیماتی درست ، از
الان به بعد رو ، به درستی پیش ببریم ...
باید برنامه ریزی کنیم ، یه کاغذی بگیریم ، تمام اشتباهاتمون رو در
اون بنویسیم ، اهداف و آرزوهامون رو هم بنویسیم ، برای اینکه دیگه اشتباهات گذشته
رو انجام ندهیم ، برنامه و راه حلی بیابیم و برای رسیدن به اهدافمون هم دنبال
راهکار باشیم ، باید فکر کنیم ، همه چیز به خودمون بستگی داره ، نباید ناامید شد ،
زندگی هنوز ادامه داره ، فرصت جبران گذشته ها ، هنوز وجود داره ، باید از فرصت
هامون به نحو احسنت استفاده کنیم ...
من واقعا تصمیمی جدی گرفتم ، از الان میخام برای هر روزم برنامه ریزی
دقیق کنم ، باید کاری بکنم که دیگه افسوس گذشته ها رو نخورم ، باید گذشته رو جبران
کنم ، باید هدفهامونو اولویت بندی کنیم و با توجه به اولویتشون ، دست به کار شویم
و شروع کنیم ، حتما به سرعت گذر زمان و گذرعمرتون توجه کردید ، همینجوری داره عمر
میره ، شب میشه می خوابیم و فردا بیدار میشیم ، همینجوری داره تکرار میشه و به
سرعت تمام می گذره ، به جای حسرت و اندوه برای گذشته، باید
مواظب بود که فرصت امروز هم ، تبدیل به حسرت فردا نشه ، باید به همان بنده
ای تبدیل بشیم که خودمون و خدایمان از ما توقع دارد ...
به این احادیث دقت و تامل کنید :
امام علی(علیه السلام) می فرماید :
شب و روز در تو عمل می کنند، تو هم در آن
دو عمل کن ، آنها از تو می گیرند، تو نیز از آنها بگیر .
امام محمد باقر(علیه السلام) می فرماید :
از تنبلی و سستی دوری کن ، زیرا ، این دو سرآغاز بدی ها هستند .
پیامبر(ص) فرمود :
فرشته ای هر شب فرود می آید و ندا می دهد :
ای بیست ساله ها ! جدیت و کوشش کنید .
بعضی چیزها رو باید از شیطان یاد گرفت ، شیطان هیچوقت کم نمیاره ، هیچ
وقت از به گناه کشوندن ماها ، ناامید نمیشه ، شاید بعضی ها رو بعد از 6 ماه توبه ،
دوباره تونسته به خطا بکشونه ، دائما در تلاشه که انسانها رو به گناه بکشونه، روی
ماها روانشناسی می کنه ، برنامه ریزی و وقت میذاره ، خیلی اوقات هم به هدفش می رسه
...
ماها هم باید ، مثل شیطان در کارهامون پشتکار و استقامت داشته باشیم ،
راهی رو که شروع می کنیم با برنامه ریزی و با دقت تمام ادامه بدهیم ، هیچ وقت
ناامید نشیم ، برای اینکه به هدفها و آرزوهامون در زندگی ، بتوانیم برسیم ، باید
برایش تلاش کنیم و در کنار تلاشی که انجام می دهیم ، از خدا و امامان (علیهنم
السلام ) مدد بگیریم ، من می خواهم با قدرت تمام و با برنامه ریزی ، به تمام اهداف
و آرزوهایم برسم و تمام اشتباهات و افسوس های گذشتمو جبران کنم ...
از تو حرکت و از خدا برکت ...
[
اگر دوست دارید ، عمر این وبلاگ کماکان ادامه داشته باشد و وبلاگ زود به
زود ، آپدیت و به روز شود ،حتما و حتما به قسمت نظرات بروید و نظرتون رو بنویسید .]
تاریخ:پنجشنبه 4 اسفند 1390-04:30 ب.ظ
فرق ما با یه معتاد به مواد مخدر چیه ؟ فرد معتاد به مواد مخدر ، پس
از مدتی ، متوجه میشه که معتاد شده ، تصمیم به ترک مواد می گیره ، میدونه مواد
براش بده ، میدونه مواد باعث بیچارگی و بدبختی اش شده ، میخاد ترک کنه ، اما
نمیتونه ، هر کاری می کنه ، نمی تونه ،اما وقتی می بینه یه عده ای، پس از سالها
و شدیدترین اعتیاد ها اعتیاد رو ترک کردند و مثل یه آدم معمولی دارند زندگی می
کنن ، می فهمه که میشه ترک کرد ، اگر نمیشد ، دیگران هم نمی توانستند ، یعنی اگر
فقط یه نفر بتونه یه اعتیادی رو ترک کنه ،
پس همه می تونند ، البته به خیلی چیزها هم ، بستگی داره ، به اراده افراد ، به
ایمان افراد و ...
به نظرمن ، اگه کسی نتونه استمنا رو ترک کنه و مدام ، هر روز
خودارضایی می کنه ، از یه معتاد هم بدبخت تره ، اگه ما نتونیم این مرض وحشتناک و
عذاب آور خودارضایی رو ترک کنیم ، خیلی بدبخت و بیچاره ایم ، و بعد از مردن هم ،
مناسب ترین جا برای ما ، ته جهنمه ، البته اگه اونجا هم ، ما رو قبول کنند ...
اگه همین الان ، یه نفر از شما بپرسه ، یه نفر اعتیاد به مواد مخدر
داره و یه نفر اعتیاد به خودارضایی داره ، کدومشون بدبخت ترند ؟ کار کدومشون زشت تر
و کثیف تره ؟ انصافا چی جوابشو می دهید ...
واقعا فکر نکنم ، هیچ عملی تو دنیا زشت تر و کثیف تر از خودارضایی
باشه ، هر چی از زشتی این عمل بگویم ، باز هم کم گفته ام ، تصور کنید ، یه نفر ،
یواشکی و تنهایی ، توی خونه ، یه گوشه ای داره خودارضایی می کنه ، 12 سال این گناه رو انجام دادم ، خاک بر سرم ، آخه این چه گناهیه که ما
گرفتارش هستیم ، انصافا ، شما دلتون برای یه معتاد به
مواد بیشتر می سوزه یا یه معتاد به خودارضایی کردن ؟؟؟
موقع قنوت نماز و دعا کردن ، از این دست ها استفاده می کنیم ، قرآن رو
با همین دست ها برمی داریم ، با همین دست هایمان نعمتهای خدا رو به دست می گیریم ،
متاسفانه با همین دست ها هم می رویم و خودمون رو ا.........
تاحالا فکر کردید ، اگه این گناه رو ترک نکنیم ، عاقبتمون چی میشه ؟
به جوونهای هم سن و سال خودمون تو همسایه ها ، دوستان و فامیل نگاه کنیم ، اونها
به کجاها رسیدند و ما در کجا به سر می بریم ، خودارضایی کردن بزرگترین سد در برابر
پیشرفت یه آدمه ...
من همیشه بزرگترین آرزوم این بوده که در دوران پیری خودم ، مثلا 30
سال بعد ، 40 یا 50 سال بعد ، وقتی به گذشته خودم نگاه می کنم ، وقتی به دوران
جوانی خودم فکر می کنم ، از این گذشته ، از این دوران جوانی خجالت نکشم ، از اینکه
، جوانی و گذشته ام رو به خطا و گناه گذروندم ، افسوس نخورم ، دوست دارم در زمان
پیری خودم ، وجدانم راحت باشه ، هیچ وقت ، از کلمه ای کاش ... استفاده نکنم ، از
اومدن اون روز می ترسم ...
یه چیزی مطمئنا حقیقت محضه ، اینکه میشه این گناه رو ترک کرد ، اگه
نمیشد ، پس چطور خیلی ها تونستند ترک کنند ، اونها هم ، مثل ما یه آدم بودند دیگه
، تا کی ، توبه کنیم و توبمون رو بشکونیم ، هر بار پس از خودارضایی ، با پررویی تمام
بر می گردیم پیش خدا ، ازش می خواهیم ما رو ببخشه ، بهش قول میدیم که دیگه این کار
رو نمی کنیم ، اما باز هم توبمون رو میشکونیم ، باز هم بر می گردیم به سمت خدا ،
آخه ما دیگه راه دیگه ای نداریم ، تنها امیدمون به خدایه ، ما بنده اش هستیم ، اگه
پیش خدا برنگردیم ، پس ، پیش چه کسی بریم ، اگه خدا ما رو نمی بخشید ، هیچ وقت
فرصت توبه مجدد رو به ما نمیداد ، این حس و فکر توبه مجدد رو خود خدا ، هر بار به
دل ما میندازه ، خدایا تو چقدر خوبی ، از تو فقط به ما خوبی رسیده و از ما فقط بد
قولی و پیمان شکنی و گناه ، بچه ها ، واقعا چقدر ما خوش شانس و خوشبختیم که همچین
خدای توبه پذیر و بخشنده ای داریم و چقدر ما بدبخت و نا مرد هستیم که دل همچین
خدایی رو میشکونیم ، با کار زشتمون ، خدا رو عذاب میدیم ، ناراحتش می کنیم ، اما ،
در اوج همون ناراحتی خدا ، اگه دست توبمون رو به سمتش دراز کنیم ، نه نمی شنویم ،
خدا دستمون رو می گیره ...
تا کی همچین خدای بزرگ و مهربانی رو ، رنجیده خاطر کنیم ، واقعا هیچی نمی تونم بگم ، پیش خدا شرمنده ایم ، خجالت زده هستیم ، فرض کنید به هر
دلیلی ، همین الان ، بدون اینکه توبه کنید ، عمرتون تموم بشه و وارد اون دنیا بشید ، خودتون درباره خودتون
، چه قضاوتی می کنید ؟ ، روی دیدن خدا ، پیامبران و امامانمون رو داریم ، روایتی است
، هر انسانی در دنیا ، وقتی می میره ، در اولین لحظه مرگش ، آقا امیرالمومنین علی
(ع) رو می بینه این یه حقیقته که برای هممون دیر یا زود اتفاق میفته، به اون
روز فکر کنیم، آیا روی دیدن خانم فاطمه زهرا (س) رو داریم ، باید هر چه زودتر توبه کرد تا خطاهای گذشته از پرونده اعمالمون پاک بشه ...
فرض کنید ، یه قاتل رو ، سر صحنه قتل و چاقو به دست ، سر مقتول می
بینند و دستگیرش می کنند ، آیا قاتل ، در اون لحظات ، هیچ حرفی برای گفتن داره ، همه
چیز مشخص و واضحه ، حکایت ما هم ، حکایت همون قاتله ، که داریم خودمون رو با این
گناه می کشیم و از بین می بریم ، آیا فردای قیامت ، اصلا هیچ حرفی برای گفتن
داریم ؟؟؟
این جاده ای که انتهایش بدبختی و روسیاهی هستش ، بالاخره باید ، یه جا قطعش کنیم و مسیرمون رو عوض کنیم باید تصمیم بگیریم این خودارضایی کردن خودمون رو برای همیشه پایان بدهیم ، وارد راهی بشیم که روحمون دیگه در عذاب نباشه ، باید از یه جا شروع کنیم ، این شروع میتونه ، همین امروز باشه ...
[
اگر دوست دارید ، عمر این وبلاگ کماکان ادامه داشته باشد و وبلاگ زود به
زود ، آپدیت و به روز شود ،حتما و حتما به قسمت نظرات بروید و نظرتون رو بنویسید .]
تاریخ:دوشنبه 1 اسفند 1390-03:27 ب.ظ
ببینید ، خیلی اوقات هم برای شما و هم برای من ، این موضوع اتفاق
افتاده ، که ما از وقتی که تصمیم به ترک خودارضایی می گیریم و توبه می کنیم ، دو
توقع از خدای خودمون پیدا می کنیم ...
یکی اینکه این توقع رو داریم که ، به خاطر اینکه ما دیگه بنده خوبی
شدیم و دیگه توبه کردیم و کارهای خوب و خداپسندانه ای انجام می دهیم ، پس یه جورایی
باید تمام گرفتاری ها و مشکلات شخصیمون حل بشه و دیگری اینکه ، چون ما تصمیم به
ترک گرفتیم و هر لحظه به یاد خدا هستیم ، پس هرگز نباید اتفاقی در زندگیمون بیفته
که عاقبتش خودارضایی ما باشه ...
فکر کردن درباره این دو توقع ، خیلی و خیلی مهمه و نتیجه اش ، خیلی
میتونه کمک کننده باشه برای ما ...
برای تجزیه و تحلیل توقع اول ، یعنی اینکه ، چون ما تصمیم به ترک
گرفته ایم ، پس مشکلات و گرفتاری های دیگرمان ( به غیر از گناه خودارضایی ) باید
حل بشه و دیگه هیچ مشکل دیگه ای ، نباید داشته باشیم ، مثلا دیگه نباید در
دانشگاه یا مدرسه ، هیچ نمره زیر قبولی رو بگیریم ، اگه دختر مجردی هستیم که زمان
ازدواجمون هست باید به سرعت ، خدا همسر مناسبی رو پیش رومون بذاره ، اگه بیکار
هستیم ، باید برامون کار جور بشه ، اگه تو زندگی یه دغدغه و مشکل خاص دیگری هم
داریم ، باید اون حل بشه ، فقط به این دلیل که ما گناه خودارضایی رو ترک کردیم ...
خیلی فکر کردن درباره این موضوع پراهمیته ، بچه ها ، ببینید هر مشکلی
، یک یا تعدادی بیشتر ، علت برای خودش داره ، ما در اینجا ، هر علت مشکل را ، یک
گره تصور می کنیم ، مثلا ، اینکه ، صورتمون زرد و رنگ پریده هست ، علتش خودارضایی
کردن ما هستش ، پس تنها گره اش ، خودارضایی کردن ما هست ، وقتی استمنا رو ترک
کنیم ، اون گره باز میشه و یا علت اون مشکل برطرف میشه ، چون در این مشکل ، فقط یک
گره وجود داشت ، با باز شدن اون گره ، به مرور زمان ، اون مشکل حل میشه ...
اما یه سری از مشکلات در زندگی ماهست ، که خودارضایی کردن ما تنها یک
گره از اون مشکلات هست و یا اصلا به اون مشکلات ، هیچ ربطی نداره ...
مثلا ، اگر کسی یه درس رو در دانشگاه پاس نمی کنه ( قبول نمیشه ) ؟
پاس نکردن اون درس ، چند علت داره ، یکی از اون علت ها ( گره ها ) خودارضایی کردن
ما هستش ، استمنا دیگه هیچ نیرو و قوتی برای درس خوندن برای ما باقی نگذاشته بود ،
روحیه و انگیزه رو از ما گرفته بود ، وقتی را که برای خوندن باید سپری می کردیم ،
صرف خودارضایی خود می کردیم ، اما حالا که استمنا رو ترک کردیم ، گره بزرگی از این
مشکل باز میشه و امیدمون به موفقیت ، مطمئنا بالاتر میره ، اما همه گره ها که باز
نشده ، تنها یک گره باز شده ، مثلا ، طرف ، استمنا رو ترک می کنه ، اما مثلا درس
ریاضی رو ، مثال های جزوش رو تمرین نمی کنه ، اشکالاتش رو برطرف نمی کنه ، از
همکلاسی های زرنگترش نمی پرسه ، بعد هم یا نمره کم میاره و یا نمره قبولی رو نمی
گیره ، بعد پیش خودش میگه من که خودارضایی رو ترک کرده بودم ، غافل از اینکه گره
ها و مشکلات دیگر رو ، که رفع نکرده بود ، بقیه مشکلات هم مثل همینه ، برای حل یه
مشکل ، باید تمام گره ها رو برطرف کرد ...
از طرفی اساس زندگی در این دنیا ، رو حساب سختیه ، خداوند در قرآن می
فرماید : لقد خلقنا الانسان فی کبد
که ما انسان را به حقیقت در رنج و سختی آفریدیم ( و بدین وسیله امتحان
و آزمایشش کردیم ) [ 4_ بلد [
به زندگی پیامبران وامامان خودمون توجه کنید ، ما دیگه ، هر کاری که
کنیم به اون بزرگواران که نمی رسیم ، با تمام صفات و اعمال خوبی که داشتند ، با
این وجود ، با مشکلات بسیاری نیز ، دست و پنجه نرم می کردند ،( به سختی های پیامبر ، امام علی ، امام حسین و دیگر امامان (
علیهم السلام ) توجه کنید) ، پس این نتیجه گیری رو میشه کرد :
حالا که ما خودارضایی خودمون رو ترک کردیم ، هیچ دلیلی وجود نداره که
هیچ مشکل دیگری در زندگیمون وجود نداشته باشه و همه چیز روبراه باشه و باید در
صورت وجود مشکل ، به دنبال علل و راه حل برای از بین بردنش بگردیم ...
اما توقع دوم : بعضی اوقات ، من و خیلی از ماها که درتوبه و ترک به سر
می بریم ، اینجوری فکر می کنیم که با هر وسوسه و فکر گناه و تحریک کننده ای که
روبرو میشیم ، باید به محض گفتن یاد خدا و ذکر ، اون خیالات باطل و اون موقعیت
گناه ، کلا محو بشه ، هیچ اثری ازش باقی نماند ، اگه اینجوری بود که خیلی راحت بود
، این یاد خدا و ذکر ، صد در صد ، به ما در نشکوندن توبمون کمک می کنه ، اما به کل
، همه اون افکار و وسوسه ها رو که از بین نمی بره ، حتما شنیدید که جنگ کردن ،
جهاده ، اما ایستادن و مقاومت در مقابل
نفس ، جهاد اکبره ، دقت کنید ، خواسته و وسوسه ای نفسانی به شما حمله ور میشه ،
شما در مقابلش با دعا ، یاد خدا ، ذکر ایستادگی می کنید ، دقیقا ، مثل جنگ تن به
تن ، دو نفر که دارند با همدیگه جنگ و مبارزه می کنند ، یکی اولی میزنه و یکی دومی
، این حملات و دفاع ها ، ادامه داره ، تا یکی از طرفین شکست بخوره ، مقاومت و
ایستادگی ما در برابر نفس خودمون و شیطان ، دقیقا مثل یه جهاد و جنگه ، شیطان و
نفس بهت حمله می کنند و تو ، دفاع و با یاد خدا به اونها حمله ور میشی ، همینطور
این مبارزه ، ادامه داره ، تا اینکه یا ما پیروز میشیم و یا شیطان یا نفس ما ،
بنابراین ، به یکباره ، مثلا با گفتن یه ذکر ، همه چیز به کل برطرف نمیشه ، بلکه
باید ادامه داد ، همانطور که شیطان ادامه میده ، نباید جلوی شیطان و نفس خودمون کم
بیاریم ...
یه چیز دیگه ، به هر دلیلی ، اگه توبمون رو بشکونیم ، مقصر خودمون
هستیم و هیچ بهانه ای پذیرفتنی نیست ، چون ما حق انتخاب داریم ، اختیار داریم ،
مثلا فرض کنید ، در اوج فشار شهوت ، که به فکر انجام دادن استمنا هستید ، اگه ، همون لحظات ، یکی از اعضای خانوادتون
بیاد تو اتاقتون و پیش شما بشینه ، آیا باز هم خودارضایی می کنید؟ ، نه ، منظورم
اینه که ، حتی تو اون لحظات پرفشار هم ، قدرت گناه نکردن رو دارید ، اختیار و
انتخاب با شماست ، به خاطر همین اختیار هست که هیچ بهانه ای ، در قیامت ، پذیرفتنی
نیست ...
یه نکته پایانی ، یه روش نوشتن اسامی خدا و امامان (علیهم السلام ) رو
کف دو دستمون رو که قبلا گفته بودم ، این روش رو حتما انجام بدهید ، هر کس انجام
داده ، جواب گرفته ، فقط زمان استفاده از این روش ، خیلی مهمه ، نگذارید یه دقیقه
قبل از استمنا ، بروید و این روش رو انجام بدهید ، بلکه مدت زمانی بیشتر قبل از
انجام خودارضایی ، بروید واز این روش استفاده کنید ، زمانی که هنوز تمام وجودتون
رو حس گناه در بر نگرفته ، زمانی که یه ذره عقل و یه ذره فکر عاقلانه ، براتون
باقی مونده ، حتما برای یک بار هم شده ، از این روش استفاده کنید.
[
اگر دوست دارید ، عمر این وبلاگ کماکان ادامه داشته باشد و وبلاگ زود به
زود ، آپدیت و به روز شود ،حتما و حتما به قسمت نظرات بروید و نظرتون رو بنویسید .]
تاریخ:یکشنبه 30 بهمن 1390-03:46 ب.ظ
من هم تصمیم گرفتم از این به بعد به رضا ، در نوشتن این وبلاگ کمک کنم ...
تا حالا شده برید دم خونه یه رفیق،آشنا یا
فامیلتون و هر چی زنگ بزنید یا حتی به شیشه خونه شون بزنید، کسی در رو باز نکنه ، اون
وقت چی کار می کنید؟
ممکنه به ذهنتون بیاد که با موبایلش تماس بگیرید و بپرسید: "کجایی؟" اما فرض رو بگیرید گوشی رو هم جواب نمیده یا خاموش
کرده،اون وقت چی؟
اگر خودتون رو، کاملا در این شرایط تصور کنید، قطعا بعد از
چند بار در زدن و زنگ زدن بی خیالش می شید و بر می گردید خونتون ،اگر هم کار ضروری و
فوری داشته باشید دوباره عصر اون روز یا فرداش یه سر بهش می زنید تا کارتون رو بهش
بگید ، تا اینجا رو که قبول دارید ...
حالا شنیدید که چشم دریچه قلب هست؟ و آیا قبول دارید که یه
فکر یا وسوسه تا به ذهن وارد نشه هیچ اتفاقی نمی افته؟ به قول بعضی ها تا وارد
ضمیر ناخودآگاه نشه، اتفاقی نمی افته؟
طبق حرف خدا ، شیطان هیچ تسلطی بر انسان نداره ، بلکه فقط
وسوسه می کنه...
آیه ای در قرآن داریم که ماجرا رو برای همه روشن می کنه
(آیه 201 سوره اعراف) قرآن دم دستت هست ، از روش بخوون ...
شده تا حالا وقتی وسوسه میشدی ، احساس کنی یه حسی یا صدایی
داره تو رو ، به سمت گناه می کشونه ؟ دقت کردی که گاهی این صدا از پشت سرت می آد و
گاهی از سمت راست و چپ و گاهی هم از روبرو؟؟
قلبت رو مثل یه خونه در نظر بگیر ، شیطان برای انداختن وسوسه
در دل ما، اول از راه های معمولی سعی می کنه وارد بشه، حالا اگر راهش ندیم، می ره
سراغ راه های بعدی و بعدی ...
شیطان برای ورود به قلب ما، دورش می گرده، اینقدر می
گرده تا یه راهی یا حتی روزنه ای پیدا کنه ، اما تصور کن هر چی زنگ می زنه و تلاش
می کنه که وارد بشه، جوابش رو ندیم ، خب حالا به نظرت چه اتفاقی باید بیفته ؟؟
درسته ، برای مدتی ، بی خیال میشه ( البته برای لحظاتی ) ...
اما یادمون باشه شیطان دوباره فردا سراغمون رو می گیره ،
ممکنه چند روز پشت سر هم ، سر بزنه تا شاید ما در رو براش باز کنیم ، ولی فکر کن که
این اتفاق نیفته ...
خلاصه بگم که وقتی یه مدت جوابش رو ندیم ، از دستمون خسته
میشه و از اینکه ما رو به استمنا وسوسه کنه ، امیدش کمرنگ تر میشه ...
پس بیایید در قلبمون و حتی دریچه هاش (نگاه هامون) رو
محکم ببندیم و تصمیم بگیریم تحت هیچ شرایطی به روی شیطون و رفقاش باز نکنیم ...
حتی
اگر تمام وجودمون رو محاصره کردند اما نا امید نشیم و باز هم در رو باز نکنیم ...
[بی صبرانه منتظر نظرات شما هستم ،حتما و حتما در مورد نقاط ضعف و قوت این پست ،
نظرتان را بگویید.]